لیلی و مجنون

نویسنده : عطر خدا شنبه 29 آذر 1393 10:45 ب.ظ  •   

سلام به همگی
امیدوارم توی این شبها و روزهای عزیز ، دست خالی برنگردیم از درگاه الهی
امیدوارم بهترین هارو ، نصیب قلب و روحمون کنه خدای بزرگ ...
چقدر خوبه که از خدای بزرگ چیزای بزرگ هم بخوایم ... و به کم قانع نشیم

این هفته، کلاً اختصاص داره به متنهای ارسالی شما دوستان عزیز
این هفته فقط مطالب ارسالی شما قرار میگیره توی عطرخدا
برای ارسال مطالب هم ، یا از طریق نظرات، یا ارسال به ایمیل  atrekhoda.com@gmail.com  میتونید اقدام کنید
منتظر مطالب زیباتون هستیم

با توجه به اینکه همین چند روز پیش شعر زیبای مجنون و خدا رو باهمدیگه خوندیم توی عطرخدا ، بنظرم این متنِ بســیـار زیبا خیلی لذت داره خوندنش ...
"لیلی و مجنون" رو یکی از دوستای عزیز و همیشه عطرخدایی فرستادن
با کمال تشکر از این دوست عزیز ، امیدوارم همه عطرخدایی ها لذت ببرن از خوندنش

لیلی و مجنون - عطر خدا www.atrekhoda.com

لیلی : خدایا ... خدایا ... شنیدی صدایم؟؟
خدا : بگو جان جانان ، همیشه  شنیدم ...

لیلی : لیلی ام من
همانی که عمری ، مجنون عاشقش بود
بلی من همانم ، لیلیِ مجنون ...

همانی که نامش اسطوره ای شد.
همانی که آوازه عشقش ، لرزاننده ی زمین و عرش خدا شد.
همانی که حسرت عشقش ، آتش کین و نفرت دیگران شد ...

مجنون ، همیشه برایم از عشق میگفت. ولی افسوس ، عشقی که تنها خیال و سراب بود.
همیشه میگفت: فرهاد، کوهی نکنده ... میسازمت کاخی از الماس و شیشه، در آسمانها ... لا به لای ابرها تا که هر شب بچینیم باهم ستاره. تا بدانی عاشقت هستم همیشه. بی تو روز و شب، کابوس محض است ...
پس بمان در کنارم تو همیشه ...

من همان لیلی ام که سالها در بند مجنون ، در قفس بود.
تا اینکه روزی ، لیلی از غم اسارت در بند مجنون پژمرد ...

لیلی : گفتمش مجنونِ لیلی ، خسته ام من از این اسارت...
پس کی میرسد روز وصالت؟؟
دیگر اما جانی ندارم ...

افسوس و صد افسوس، عشق مجنون این همه سال ادعا بود ، ادعا ...
لیلی : گفتمش رهایم کن مرا
نه عشق تو خواهم ، نه کاخ الماست را ...

آخر داستان لیلی ما ، این بود ...
مجنون رفت که رفت ، و لیلی تنهای تنها ماند ...
اما نه ، این پایان داستان لیلی نبود ...

لیلی دل خون ، که این همه سال تاب آورده بود ، ناگه با رفتن مجنون قلبش شکست.
در همان لحظه قفل در قلبش هم شکست ... درِ قلبش باز شد ...

اشکهای لیلی بر گونه های لرزانش ، رد پای مجنون را هم شست. رفت که رفت ...
لیلی نا امید و خسته و تنها ، آهی از نهادش برکشید: "این چه عشقیست،این همه سال دامانم گرفت..؟؟"
از آه جان سوز لیلی در عرش خدا شد همهمه ... اشکها جاری شد از چشمان ملائک.

تا اینکه ، خدا هم سکوتش را شکست....
در میان این همه غوغا و همهمه گفت: "ای جان جانان ، لیلی من ، زیبای من ، این منم مجنون تو !
او که رفت مدعی بود ، مدعی ...
این همه سال منتظر ، پشت درِ قلبت ایستادم
تا که شاید روزی قفل  در بشکنی ، داخل شوم ...

در به روی هر که مجنون بود ، باز کردی. تا نوبت به من می رسید در می بستی.
اما...
تو را دوست دارم هنوز. لیلی من ، زیبای من... حرفهایم ادعا نیست. این منم مجنون تو ...
هر چه خواهی اجابت میکنم...

کاخی از الماس و بلور کار لحظه ایست. من همانم ، آفریننده آسمان و زمین ، دریا و کهکشان...

عاشقم شو ، تا ز بند غمها و مجنونها آزادت کنم.
عاشقم شو ، تا آرامشی زیبا بر دلت حکمفرما کنم.
کاری بکن ، راهم بده ، من نیز همچون تو تنهای تنهایم ...

اینک اما لیلی پژمرده باز شاداب شد
آرامشی بر روح و جانش جاری شد ...

لیلی : "بار الها ، شنیدی صدایم؟
این منم ، لیلی گنهکار و سیه رو ...
شرمسار از ندیدنهایت پشت در ...
شرمسار از نشنیدن در زدن هایت در این سالها ...
اینک اما تو در قلب من جا داری. باش و بمان. تنهایم نگذار. مجنونت شدم.
لیلی من ، ادعا نیست ... مجنونت شدم ..."

خدا : "بگو جان جانان
زیبای من
من همان خدایم...
لیلی من ... مجنونت میمانم تا ابد..."

برچسب ها: مطالب آرامش دهنده و زیبا ، متن لیلی و مجنون و خدا ، داستانهای زیبا از لیلی و مجنون ، عشق به خدا پروردگار ، متن عاشقانه لیلی و مجنون ، خدا عشق حقیقی انسان ، متن عاشقانه و زیبا برای خدا ،
آخرین ویرایش: یکشنبه 30 آذر 1393 11:55 ق.ظ

دوشنبه 1 دی 1393 01:05 ب.ظ
سلام دوست عزیزم ازینكه وبتو دیدم خیلی مسرورم ی سوال دارم امیدوارم كمكم كنی من شخصا با خدا زندگی میكنم ازش معجزه دیدم همیشه باهام بوده ولی وقتی فكر میكنم كه روز قیامت چطوریه و چی میشه میترسم با خودم میگم خدا چطور راضی میشه كه حال بنده هاشو اونطور ببینه
عطر خدا
حال بنده هاشو چطور ببینه ؟؟

خب بنظر من که، اون خدای به اون بزرگی و مهربونی که عاشق بنده هاشه، مخصوصا این بنده های خوب و خدایی، هیچوقت راضی نمیشه که حالشونو بد ببینیه.
اون خییییییییییلی مهربون تر و بخشنده تر از چیزیه که بتونیم فکرشو کنیم

فقط اگه ما برگردیم به سمتش و گناهامونو توبه کنیم و جبران کنیم، بدون شک از اون فقط و فقط بخشش و خیر به ما میرسه.

همونطور که بارها توی قرآنش گفته که به سمت من بیاین که منم بخشنده ترین و توبه پذیر ترین ...
بیاین به سمت من تا تماااااام گناهان شمارو هرچی که هست، ببخشم و از فضل و نعمت بیکرانم شمارو سیراب کنم...

فکر کنم همین آیه ها کافی باشن برای اینکه دلمون آروم بگیره ...
خدا که از ما چیز عجیب غریبی نخواسته که!
همین که دوسش داشته باشیم و بدونیم اون خدای ماست و ماهم بنده اونیم، کافیه
دوشنبه 1 دی 1393 12:24 ب.ظ
حالا ک دارم فک میکنم میبینم تو این همه وب هایی ک جملات ناب دارند وب شما هم جملاتش و هم وبتون و خودتونم ناب ترین!!!!!واقعا باید بابت درست کردن این وب ازتون تشکر کنم اگه این وب نبود من هیچوقت از بعضی چیزا مطلع نمیشدم واقعا ممنووووووووووووووون عطرخدای خوبم
عطر خدا

وای که چقدر انرژی بخش بود این حرفا
خدارو هزااااااااااار بار شکر میکنم بخاطر این حس و این اتفاق قشنگ
از ته دلم خوشحالم که عطرخدا، همچین حس و حالی رو ایجاد کرده و داره پرورش میده

حالا دیدید وقتی میگم چند وقته حس میکنم عطرخدا هم مثل یه موجود زندست و داره نفس میکشه و با دنیا ارتباط برقرار میکنه، راست میگم ؟
دیدید حق دارم ؟؟؟

ممنونم خدا ازت ... بخاطر عطرخدای قشنگت
یکشنبه 30 آذر 1393 10:46 ب.ظ
عالی بود.......لطفا برامنم دعا کنید التماس دعا... یلداتون مبارک..
عطر خدا

ممنونم یلدای شما هم مبارک باشه
عطرخدایی ها، برای همه دعاگو هستن
یکشنبه 30 آذر 1393 12:50 ق.ظ
ایام شهادت پیامبر مهربانی ها (ص) و کریم اهل بیت آقا امام حسن مجتبی (ع) و امام رئوف علی بن موسی الرضا (ع) رو خدمت تمام عطر خدایی ها تسلیت میگم.
////////////////
این حدیث بسیار زیبا از امام حسن (ع) رو به همه ی شما خوبان تقدیم میکنم:
(( هرکس خدا را بندگی کند ، خداوند همه چیز را بنده ی او گرداند ))
عطر خدا
بنده هم، این ایام رو به همه تسلیت عرض میکنم.

امیدوارم بیشتر و بیشتر پیامبرمون رو بشناسیم ...
این جور وقتها ، فرصت خوبیه برای اینکه بریم سمتشون
واقعا حیفه که ما مسلمون باشیم و بدون شناخت «رحمت عالمیان» از دنیا بریم

بابت حدیث هم ممنون فکر کنم یه بار فرستاده بودید
شنبه 29 آذر 1393 11:13 ب.ظ
چه قدر دوس داشتنی بود
حال لیلی و خوب میفهمم! شاید خدا اینگونه میخواهداگر گاهی....گم میشود راهی هویدا میشودراهی
عطر خدا

خوشحالیم که دوست داشتید
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.

 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات