تبلیغات
عطر خدا - مطالب ابر صحبت کردن با خدا










                                                                                                                      
کانال عطرخدا در تلگرام
صفحه اینـستاگرام عطرخدا

هر روز
شیطان لعنتی
خط های ذهن مرا
اشغال می کند ...
هی با شماره های غلط، زنگ می زند ...
آن وقت
من اشتباه می کنم و او
با اشتباه های دلم
حال می کند ...

با من تماس بگیر خدایا - عطر خدا www.Atrekhoda.com

دیروز یک فرشته به من می گفت :
تو گوشی دل خود را
بد گذاشتی !
آن وقت ها که خدا به تو زنگ میزد
آخر چرا جواب ندادی
چرا بر نداشتی؟

---

یادش به خیر
آن روزها
مکالمه با خورشید
دفترچه های ذهن کوچک من را
سرشار خاطره می کرد ...
امروز پاره است
آن سیم ها
که دلم را
تا آسمان مخابره می کرد

---

با من تماس بگیر، خدایا
حتی هزار بار ...
وقتی که نیستم
لطفا پیام خودت را
روی پیام گیر دلم بگذار...


از سروده های خانم عرفان نظرآهاری
از کتاب: روی تخته سیاه جهان با گچ نور بنویس




برچسب ها : ارتباط با خدا, رسیدن به خدا, شعرهای عرفان نظر آهاری, صحبت کردن با خدا, وسوسه شیطان و خطای انسان, درد و دل با خدا, دوستی با خدا,



تاریخ ارسال : سه شنبه 11 شهریور 1393 | نویسنده : عطر خدا    
گفتم : خدای من ، دقایقی بود در زندگانیم که ھوس می کردم سرِ سنگینم را که پر از دغدغه های دیروز بود و ھراس فردا ، بر شانه ھای صبورت بگذارم و آرام برایت بگویم و بگریم ... در آن لحظات شانه ھای تو کجا بود ؟
گفت: ای عزیزتر از ھر چه ھست ، تو نه تنھا در آن لحظات دلتنگی ، بلکه در تمام لحظات بودنت بر من تکیه کرده بودی. من آنی خود را از تو دریغ نکرده ام که تو اینگونه ھستی .
من ھمچون عاشقی که به معشوق خویش می نگرد ، با شوق تمام لحظات بودنت را به نظاره نشسته بودم .

گفتم : پس چرا راضی شدی من برای آن ھمه دلتنگی ، اینگونه زار بگریم ؟
گفت : ای عزیزتر از ھر چه ھست ، اشک تنھا قطره ای است که قبل از آنکه فرود آید عروج می کند، اشکھایت به من رسید
و من یکی یکی بر زنگارھای روحت ریختم تا باز ھم از جنس نور باشی و از حوالی آسمان... چرا که تنھا اینگونه میـشود تا ھمیشه شاد بود .

گفتم : آخر آن چه سنگِ بزرگی بود که بر سر راھم گذاشته بودی ؟
گفت : بارھا صدایت کردم ، آرام گفتم از این راه نرو که به جایی نمی رسی. تو ھرگز گوش نکردی و آن سنگ بزرگ فریاد بلند من بود... که عزیزتر از ھر چه ھست از این راه نرو که به ناکجاآباد ھم نخواھی رسید!

گفتم : پس چرا آن ھمه درد در دلم انباشتی ؟
گفت : روزی ات دادم تا صدایم کنی ، چیزی نگفتی! پناھت دادم تا صدایم کنی ، چیزی نگفتی! بارھا گل برایت فرستادم ، کلامی نگفتی! می خواستم برایم بگویی... آخر تو بنده ی من بودی چاره ای نبود جز نزول درد که تو تنھا اینگونه شد که صدایم کردی .

گفتم : پس چرا ھمان بار اول که صدایت کردم درد را از دلم نراندی ؟
گفت : اول بار که گفتی خدا آنچنان به شوق آمدم که حیفم آمد بار دگر خدای تو را نشنوم... تو باز گفتی خدا و من مشتاق تر برای شنیدن خدایی دیگر... من اگر می دانستم تو بعد از علاج درد ھم بر خدا گفتن اصرار می کنی ھمان بار اول شفایت می دادم.

گفتم :مھربانــترینم ، دوستت دارم ...
گفت : ای عزیزتر از هرچه هست ، من هم دوستت دارم ...

راز و نیاز با خدا  - عطر خدا   www.Atrekhoda.com



برچسب ها : صحبت کردن با خدا, همنشینی با خدا, صحبت و درددل با خدا, حرفهای عاشقانه با خدا, علت مشکلان و سختیهای زندگی انسان, گفت و گو با خدا, اشک های پاک و آسمانی,



تاریخ ارسال : شنبه 8 شهریور 1393 | نویسنده : عطر خدا    
کانال عطرخدا در تلگرام

درباره عطر خدا


به "عطرخدا" خوش اومدید
اینجا قراره قدم به قدم به خدای مهربون نزدیک بشیم و عطر خدارو توی زندگیمون احساس کنیم ...
یه راه پُر از زیــبایی و لذت و آرامش ...
- - - - - - - - - - - - - - - - -
www.AtreKhoda.com
- - - - - - - - - - - - - - - - -
کپی برداری از مطالب هم کاملاً آزاده (فقط اگه خواستید منبع رو هم ذکر کنید)
- - - - - - - - - - - - - - - - -
facebook.com/atrekhoda
instagram.com/atrekhoda
line ID : atrekhoda
Line Page : @PHW9111N
افتتاح سایت جملات زیبا
همکاری با عطرخدا
نـظرسنجی
شبکه های اجتماعی
نویسندگان
موضوعات وب
آمـار
بازدیدهای امروز :
بازدیدهای دیروز :
كل بازدیدها :
كل مطالب : عدد
تاریخ آخرین بروزرسانی :
لینک دوستان
پخش موزیک

امکانات وب